أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
530
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
دامنهء كوه بود . « 1 » روزگار شريف سرور ، با همهء هشيارى او خالى از دشمنى از سمت باديه نبود . بارها هذيل سر به شورش برداشت و او با آنان جنگيد . همين طور برخى از راهزنان ، تمرّد كرده به امنيت آسيب رساندند و او به تعقيبشان پرداخت تا بر آنان تسلط يافت . در روزگار وى ، به سال 1194 قبيلهء جُهينه بر امير الحاج شام شوريد « 2 » و نزاعى ميان آنان درگرفت كه به نبردى خونين انجاميد . همچنين در سال 1200 برخى از قبايل حرب بر ضد امير الحاج مصرى شوريدند . اميرالحاج ، شمارى از آنان را اسير كرد و داغى بر گونههايشان زد تا علامتِ آن بر آنان بماند و بدان شناخته شوند . در اين باره تنى چند از مشايخ وساطت كردند ، اما نپذيرفت و كار داغ زدن را ادامه داد . در اين وقت فريادى از قبيلهء حرب برخاست و استمداد كرد . به دنبال آن ، شمار زيادى از حربيان از گوشه و كنار فراهم آمدند و شمشير ميان حجاج مصرى و كسانى كه دنبال آنان بودند گذاشتند ، به طورى كه جز كسانى كه فرار كردند كسى سالم نماند . امير الحاج هم از جملهء كسانى بود كه گريخت . « 3 » شريف سرور به نشان دادن عظمت و ابهت امارت خود در سطح بالا تمايل داشت و در اين راه اموال زيادى هزينه مىكرد . در همان سفرى كه گفتيم به مدينه داشت ، در اطراف او پنج هزار شتر كه بار آنان انواع وسايل و اثاثيهء گرانبها بود ، وجود داشت و اقامت او در مدينه با جلال و جبروتى فريبنده همراه بود ، آن گونه كه توانست ابهتى را كه موافق مذاقش بود ، با بذل و بخشش فراوان از طلا و نقره نشان دهد . دحلان مىنويسد : « 4 » شريف در سال 1202 محفل جشنى براى ختنهء اولادش برگزار كرد كه هفده روز به درازا كشيد و مردم همهء محلات در آن مشاركت داشته انواع بازىها و سرگرمىها و نواها در آن بود . چنان كه اهل سپاه و نگهبانان هم با موسيقىهاى خاص
--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، ص 220 . ( 2 ) . منازل جهينه در غرب مدينه در ينبع و عيص و املج و اطراف آن است ( عاتق ) . ( 3 ) . خلاصة الكلام ، ص 218 و بعد از آن . ( 4 ) . خلاصة الكلام ، ص 223 .